"شیر در زنجیر! ظفر در پیش است"

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

احسان ترابی در وبلاگ "رمز عبور" شعری درباره فلسطین به شرح زیر سروده است:

فلسطین! شیر در زنجیر، قدیمی زخم خاطرها، شغالان گرد بر گردت شنیده بوی تنهایی؟

زمرد گنبد مینا، برادر خوانده هایت را چرا در خواب می بینی؟

چرا فرعون از بالای اهرام حماقت اینچنین دستش به سوی ابر یازیده که باران را ببندد راه و کامت خشک و دلها تنگ و شب را آسمانش زوزه های گرگها پوشیده باشد.

چرا دیگر ابوهای شکمها بارگی بشکسته پیمان مسلمانی و جام ننگ را با اهرمن بر دست می سایند  و هر شب در تماشا تا سر نیزه چگونه می درد  آبستن و طفل و تولد را.

فلسطین! شهر نامردان به لالایی نحس قصرهاشان از ازل در خواب بوده است و دوباره خواب می بیند که خونت قیمتش از نفت هم افزونتر است.

فلسطین! دست بر زانو که لا حول و لا قوه به جز نیروی الله و مدد از سنگهایی و نشان سرهای جالوت و که غالب حزبِ الله است.

فلسطین! نیل در پیش است و لشکر در پَسَت،  بشکاف دریا را که آغوشش برای مرگ اهریمن هوسناک است

فلسطین! درد کهنه، اشک جوشیده، بشوران گردباد سخت غیرت را، رها کن گندم و زیتون، به جایش بذرهای سنگ را پاشان همانگونه که نصرالله میکارد و میلرزد اساس تخت شیطان دروغین کیش.

فلسطین آید آن روزی که من با تو درون مسجد الاقصی نماز شکر بگزارم، که انگشتر حدید است و ظفر در پیش.